تبليغاتX
سوتی ممنوع

سوتی ممنوع

جملات عاشقانه , شعر , آموزش , عکس , کامپیوتر

دوباره

 

            

              

یک خصوصیت معنوی شبیه صحنه های پاییزی است برگهایی که بزمین میریزند همانندسالها ی عمر ما، گلهایی که پژمرده میشوند مثل ساعت ها ی عمر ما، ابرهایی که ناپدید میگردند مثل تصورات ما، این نوری که به ضعف میگراید همچون هوش ما ، این خورشید که به سردی میگراید همانند عشق ما ، این رودخانه ها که یخ می بندند مثل زندگی ما ، رابطه یی سری با سرنوشت ما دارند .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم آبان 1389ساعت 15:28  توسط علی  | 

نوروز 89

 

 

خدای من٬ بر سجاده ای نشسته ام که در هر گوشه آن٬ از بهاران رفته٬ یادگاری هایی به جای مانده و اینک در انتظار یادگاری دیگر از نوبهاری دیگرند.

 

خدای من ، هر بهار را سبزتر از دیگری بر من می گشودی و من تا انتهای سپیدی آخرین فصلش٬ شادمانه می رفتم و آن را به نو رسیده ای دیگر می سپردم . 

 

ای عزیزترین٬ در گوشه ای از سجاده من٬ نشانی از بهاری نه چندان دورمیبینم،

 " سفر"٬ تو مرا به سفری یگانه فرا خواندی٬ سفری به درون٬ به خویشتنم و در بهاری دیگر در" سحری" عاشقانه بیدارم کردی تا اندیشه های شبانه ام را به آن بسپارم و رهایشان سازم . 

 

در بهاری نزدیکتر٬ ای نازنین٬ در "سایه خیالی" از نور و معرفت رهایم ساختی تا بدانم بی شناخت تو٬ بهاران٬ فصل تنهایی هاست خدای من٬ و باز در بهاری پیش تر٬"سودایی عارفانه" در سرم انداختی که درد٬ کوه است و غربت و تنهایی٬ کویری بی انتهاست اگر تو نباشی و با تو و فقط با تو٬ آن ها همه هیچ اند وهیچ. 

 

در گوشه ای دیگر از سجاده ام٬ ای مهربان ترین٬ "سلامی سپید" به یادگار مانده است در بهاری پیشین٬ مرا به سلامی میهمان کردی٬ گرم و دلنشین تا با هر آن چه بوی زندگی٬ عشق٬ معرفت می دهد آشتی کنم. 

 

اینک٬ ای خدای من٬ ای همیشه خدای من٬ بر"سجاده" معطرم نشسته ام و به تمامی نشانه های دیدارهای بهاری ام با تو می نگرم:

 

با "سفری"آغاز کردم که آغازش تو بودی٬ به "سحری" عاشقانه رسیدم که بامدادش تو بودی٬ در "سایه خیال" تو به "سودای عارفانه" ای رسیدم که تنها بهانه اش تو بودی٬ به "سلامی" دوباره جانم دادی که صحتش تو بودی و اینک در انتظار بهاری نو هستم و یادگاری دیگر از تو٬ تا مرا به تقدیری برساند که قادرش تو باشی به حالی بگرداند که محولش تو باشی.

 

 پیشاپیش سال نو مبارک 

       

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اسفند 1388ساعت 9:46  توسط علی  | 

تموم شد

 

سلامممممممممممممممممممممم

سلام ويژه به همه دوستام و همه خوانندگان وبلاگ...

بازم اومدم ، اونم چه اومدني!!!! سرحال و پرانرژي...

بالاخره 2ماه دوره آموزشي خدمت سربازيم تموم شد ( خيلي زود گذشت ) آموزشي من تو پادگان جوادنياي قزوين ( چرا اسم قزوين مياد ميخندين آخه؟؟؟ 30 كيلومتري قزوين بابا جان، امنه امنه ، هركي افتاد اونجا نگران نباشه ، قزويني توش كمه )كه واسه وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلحه  از 2/8/88 تا 25/9/88 (ديروز) سپري شد ( هيچ وقت يادم نميره ، يكي از بهترين دوران زندگيم بود ) شايد كسي باورش نشه ولي سختياش ( دويدن هرروزه صبحگاهي كه نفس آدمو ميگرفت ، كوه پيمايي ، كلاسهاي هر روزه و تكراري ، بيداري 4:40 صبح ، دوري از چيزهايي كه دوستشون داري ، ضربه 4 پا و سختياي ديگش) همشون شيرين و دوست داشتني بودن (مطمئنا يه روزايي كه يادشون ميوفتم دلم خيلي خيلي تنگ ميشه)

واقعا جالب و جذاب و دوست داشتني بود ( چرا اينجوري نگاه ميكنين؟؟!!! حالم خوبه بابا ، راسته راست ميگم) شايدم واسه من اينجوري بوده ( نه اينكه يكم سرخوشم ، احتمالا واسه همينه) ولي تو اين 2 ماه خيلي چيزا ياد ميگيري 

اولين چيزي كه ياد ميگيري اينه كه قدره پدر و مادرتو خونتو خيلي خيلي ميدوني ( بخصوص آدمهاي تيتيش ماماني)

دومين چيز يادگيري نظمه ( بخصوص واسه تنبلايي مثل من !!!)

تنها بديش دوريشه كه اونم با بودن دوستات حل ميشه !!!

همه ميگفتن بهترين دوستاي زندگي آدم ، دوستاي دوران آموزشين ولي من باورم نميشد ولي بهم ثابت شد كه همينجوريه، واقعا دوستاي خوبي پيدا كردم

اولش يكم سخته ولي بعدش عادت ميكني به زندگي آموزشي ( بيداري 4:40 ، نماز 5:40 ، صبحانه 6 صبح ، ورزش 7صبح ، ناهار 1 ظهر ، شام 6:40 ،  خواب 9 شب ) البته انقدر واسه آدم اتفاقاي جالب ميفته كه روزمرگي واسه آدم پيش نمياد!!!

تنها نوشته اي كه همه نفرات قبلي همه جا نوشتن اينه

چون ميگذرد غمي نيست...

.

.

.

پي نوشت (قابل توجه  دخترا ):

واقعا بايد حسرت بخورين كه نميرين آموزشي ، خيلي باحال بود...(جو آموزشي زيادي منو گرفته!!!!! )

 

حرف آخر (مخصوص گريزان از خدمتي هاي عزيزم ) :

شايد زندگي آن جشني نباشد که آرزويش را داشتي اما حال که به آن دعوت شده اي تا مي تواني زيبا برقص

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388ساعت 18:51  توسط علی  | 

7/7

 

بازم سلام سلامي به شادابي روزهاي زيباي پاييز(بهترين فصل سال)

بازم اومدما(خب بابا چه خبره،واي يكي اونو بگيره كه غش كرده)

از نظراتتون معلومه كه چقده دلتون تنگ شده بود(آخه خودم ، خودمو تحويل نگيرم چيكار كنم پس)

اينم به مناسبت 7 مهر كه خيلي برام عزيزه،يعني بهترين روز ساله(اصلا تابلو نيست كه روز تولدمه،اين كارا چيه؟؟؟؟!!! كي كادو خواست آخه)

اينم تقديم به خودم

 

    

 ديشب رويايي داشتم

خواب ديدم بر روي شنها راه مي روم همراه با خداوند.

و بر روي پرده شب تمام روزهاي زندگيم را مانند فيلمي مي ديدم.

همان طور که به گذشته ام نگاه مي کردم

روز به روز از زندگي ام رادو رد پا بر روي پرده ظاهر شد

يکي مال بود و يکي از آن خداوند.

راه ادامه يافت تا تمام روزهاي تخصيص يافته پايان يافت.

آنگاه ايستادم و به عقب نگاه کردم.

در بعضي جاها فقط يک رد پا وجود داشت !!!

اتفاقأ اين روزها مطابق با سخت ترين روزهاي زندگيم بود

روزهايي با بزرگترين رنجها، ترسها، دردها ... آنگاه از او پرسيدم:

خداوندا !

تو به من گفتي که در تمام ايام زندگيم با من خواهي بود و من پذيرفتم که با تو زندگي کنم.

خواهش مي کنم به من بگو که چرا در آن لحظات درد آور مرا تنها گذاشتي؟ "

خداوند پاسخ داد:

فرزندم تو را دوست دارم و به تو گفتم که در تمام سفر با تو خواهم بود. من هرگز تو را تنها نخواهم گذاشت، نه حتي براي لحظه اي. و من چنين نکردم. هنگامي که در آن روزها، يک در پا بر روي شنها ديدي، من بودم که تو را به دوش کشيده بودم.

 

پی نوشت:

اگه خبری که منتظرشم برسه بازم آپ میکنم والا حالا  حالاها دیگه نمیام(پس دعا کنید )

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 23:4  توسط علی  | 

تفاوت

سلام به همه دوستان عزیز

اینم یه سری از تفاوت های بین زن و مرد

          

 

فرهنگ لغات زنان :

  1. آره يعني نه
  2. نه يعني آره
  3. ما با يد با هم حرف بزنيم يعني بشين فقط گوش کن
  4. هر کار دوست داري بکن يعني بکن ولي بعد دهنت سرويسه
  5. چقد منو دوست داري ؟ يعني يه گندي زدم مي خوام بگم
  6. دو دقيقه ديگه حاضرم يعني دو ساعت علافي

 

 

ويژگيهاي پسران باکلاس :

 1) برداشتن ابرو به مقدار کافي!

 2) کشيدن سيگار به همراه چوب سيگار!

 3) بحث در مورد انتخابات رياست جمهوري آمريکا!

 4) نگرفتن ناخن هاي انگشتان دست!

 5) بي اطلاعي از تماشاي برنامه هاي تلويزيوني!

 6) گوش دادن موسيقي بدون کلام!

 7) نوشيدن نوشابه هاي انرژي زا!

 8) اظهار عدم تمايل به ازدواج!

 9) تظاهر به عصبي بودن!

 10) بحث در مورد فضاي فکري احمدي نژاد 

 

 

اگر زنی رنگ شاد بپوشد ،رژلب بزند ،و کلاه عجيب و غریبی سرش بگذارد شوهرش او را به اکراه

با خودش به کوچه و خیابان میبرد. ولی اگر کلاه کوچکی بر سرش بگذارد و کت دامن خیاط دوز تن

کند شوهرش با کمال میل او را یه بیرون می برد و تما م مدت به زنی که لباس رنگ شاد و کلاه عجیب

 به سر کرده و رژ لب زده است خیره می شود.

 

 

بيچاره پسرها اگه تيپ بزنن برن بيرون ميگن با كي قرار داري؟ اگه لباسهاي معمولي بپوشن ميگن

اصلا سليقه نداري اگه زياد بگن دوستت دارم . ميگن باز چه نقشه اي تو سرته اگه نگن دوست

دارم ميگن پاي كس ديگه اي وسطه اگه زياد بهتون زنگ بزنن ميگن اعتماد نداري اگه يه مدت زنگ

نزنن ميگن سرت خيلي شلوغه اگه تو خونه زياد بخندن ميگن لوس شدي اگه نخندن ميگن چه

مرگته عاشق شدي اگه شام بخوان ميگن همش به فكر شكمتي اگه شام نخوان ميگن چي كوفت

كردي

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 1:5  توسط علی  | 

دوست داشتن دانشجویی!!!!

   

شكسپير :

اگر كسي را دوست داري رهايش كن سوي تو برگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول براي تو نبوده


دانشجوي زيست شناسي :

اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... او تكامل خواهد يافت


دانشجوي آمار :

اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر دوستت داشته باشد ، احتمال برگشتنش

زياد است و اگر نه احتمال ايجاد يك رابطه مجدد غير ممكن است


 

ادامه مطلب را حتما بخوانید

 


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 2:28  توسط علی  | 

فریدون مشیری

                      

بي تو مهتاب شبي باز هم از آن كوچه گذشتم    

 همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم

 

شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم              

 شدم آن عاشق ديوانه كه بودم

 

در نهانخانه ي جانم گل ياد تو درخشيد                 

 باغ صد خاطره خنديد ، عطر صد خاطره پيچيد

 

يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم              

 پر گشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم

 

ساعتي بر لب آن جوي نشستيم                     

 تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت ، من همه محو تماشاي نگاهت

 

آسمان صاف و شب آرام             

 بخت خندان و زمان رام

 

خوشه ي ماه فرو ريخته در آب             

 شاخه ها دست بر آورده به مهتاب

 

شب و صحرا و گل و سنگ             

 همه دل داده به آواز شباهنگ

 

يادم آمد كه تو به من گفتي از اين عشق حذر كن       

 لحظه اي چند بر اين آب نظر كن

 

آب آيينه ي عشق گذران است             

 تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است

 

باش فردا كه دلت باد گران است             

 تا فراموش كني چندي از اين شهر سفر كن

 

با تو گفتم حذر از عشق ندانم             

 سفر از پيش تو هرگز نتوانم ، نتوانم

 

روز اول كه دل من به تمنّاي تو پر زد          

 چون كبوتر لب بام تو نشستم

 

تو به من سنگ زدي ، من نرميدم ، نگسستم           

 باز گفتم كه تو صيّادي و من آهوي دشتم

 

تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم           

 حذر از عشق ندانم سفر از پيش تو هرگز نتوانم نتوانم

 

اشكي از شاخه فرو ريخت       

 مرغ شب ناله ي تلخي زد و بگريخت

 

اشك در چشم تو لرزيد       

 ماه بر عشق تو خنديد

 

يادم آيد كه دگر از تو جوابي نشنيدم              

 پاي در دامن اندوه كشيدم ، نگسستم ، نرميدم

 

رفت در ظلمت غم آن شب و شب هاي دگر هم          

  نگرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم

 

نكني ديگر از آن كوچه گذر هم           

 بي تو امّا به چه حالي من از اين كوچه گذشتم

 

(فريدون مشيري )

 

 

+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 0:32  توسط علی  | 

از کار انداختن رمز عبور BIOS

از کار انداختن رمز عبور BIOS 

بسیاری از شما هنگام روشن کردن کامپیوتر قبل از آنکه سیستم عامل خاصی بالا بیاید به سد محکمی با نام رمز عبور BIOS برخورد کرده اید. رمز عبوری که بر خلاف سایر رمز عبورها به هیچ وجه در هارد دیسک کامپیوتر ذخیره نمیشود. یا همین مشکل موقعی که می خواهید مشخصات Setup کامپیوتر را عوض کنید پیش می آید. این ترفند به معرفی چند روش برای حل این مشکل میپردازد. فرض ما بر این است که شما رمز عبور کامپیوتر خود را فراموش کرده اید و دنبال راه حل هستید و قصد اذیت کردن و دست بردن در کامپیوتر کسی را ندارید

 
 برای اطلاع از چگونگی انجام این کار بر روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 0:10  توسط علی  | 

توابعvb

 

یه سری از توابع ویژوال بیسیک رو براتون آماده کردم که تو یه فایل پی دی افه

دانلود کنید که خیلی به کارتون می یاد

حجمشم ۱۵۷ کیلوبایته

لینک دانلود

+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 0:4  توسط علی  | 

جملات قصار

    

                      

 

¨بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد.

 

 

انسان نمي تواند غم هايش را كم كند ، پس بهتر است خودش را زياد كند .¨

  

¨خيال بافتم كه تمام كلاف هاي فكرم لباس آرزويي شدند ...، كاش اندازه ام باشد

 

چنان باش كه بتواني به هركس بگوئي : " مثل من باش ..." !¨

 

¨چون نتوانستم سخني بگويم ، به خاموشي روي آوردم كه يگانه زبان دل است !

 

¨آدمک آخر دنیاست بخند ، آدمک مرگ همین جاست بخند ، دست خطی که تو را عاشق کرد ، شوخی کاغذی ماست بخند ، آدمک خرنشوی گریه کنی ، کل دنیا سراب است بخند ، آن خدایی که بزرگش خواندی به خدا مثل من و تو تنهاست بخند

 

 

ادامه مطلب را حتما بخوانید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 1:25  توسط علی  | 

نمادها...

     

                  

      

گل رز
*
رز سرخ: عشق بي ريا-زيبايي-شجاعت-احترام-تبريك- "دوستت دارم"
*
رز سفيد: پاكي-معصوميت-راز-سكوت-فروتني-احترام- "عشق من به تو عميق و خالصانه است"
*
رز صورتي: قدرداني- "متشكرم" وقار-ستايش-همدلي-لطافت-شادكامي- "باورم كن" - "تو خيلي دوست داشتني هستي"
*
رز زرد: شادماني-رفاقت-شوق-حسادت-آغاز دوباره- "فراموشم نكن" - "معذرت ميخواهم"
*
رز بنفش: عشق در نگاه اول

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 0:8  توسط علی  |